أبو القاسم گرجي

174

تاريخ فقه و فقها ( فارسي )

صفحات عديده است عينا از كتاب ذريعه اقتباس و خود شيخ نيز بدين معنى تصريح و اعتراف كرده است . « 1 » اينك بعضى از آراء سيد كه در كتاب الذريعه آمده ياد مىشود : الف ) سيد مرتضى در باب استعمال لفظ در بيشتر از يك معنى به جواز قائل است ، چه اين معانى كه لفظ در آنها استعمال شده همه حقيقى باشند و چه بعضى حقيقى و بعضى مجازى ، و به طور خلاصه در مقام استدلال گويد : امتناع يا از ناحيه معبّر است و يا از ناحيهء عبارت : صورت اول صحيح نيست زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه ارادهء دو معنى حتّى با فقد عبارت نيز مستحيل باشد ، در حالى كه مىدانيم صحيح است گفته شود : « لا تنكح ما نكح ابوك » و مقصود معقوده و موطوئهء پدر هر دو باشد ، و يا گفته شود : « ان لمست امرأتك فأعد الطهارة » و مقصود جماع و لمس به دست هر دو باشد ، و يا « ان كنت محدثا فتوضأ » و مقصود همهء احداث باشد ؛ صورت دوم نيز صحيح نيست زيرا بر حسب وضع ، لفظ عبارت از هر دو معنى شده است پس مانعى نيست كه مقصود از آن هر دو باشد . « 2 » ب ) سيد يكى از علائم حقيقت را مجرد استعمال مىداند ، و معتقد است : هر گاه دليلى بر مجازيّت قائم نشود ، ظاهر از استعمال لفظ در معنى حقيقت است « 3 » و بر اين اصل امورى را مترتب ساخته است : از قبيل اشتراك لفظ امر بين قول و فعل « 4 » و اشتراك صيغهء امر بين امر و اباحه « 5 » و اشتراك امر بين ايجاب و ندب « 6 » و اشتراك امر بين مرّه و تكرار « 7 » و اشتراك امر بين فور و تراخى « 8 » و اشتراك الفاظى كه ادعاء وضع آنها براى عموم شده در لغت بين عموم و خصوص « 9 » و اشتراك استثناء عقيب جمل بين رجوع به

--> « 1 » . رجوع شود به سر تا سر مبحث قياس از كتاب « عدة الاصول » . « 2 » . به ص 17 به بعد مراجعه شود . « 3 » . به ص 13 مراجعه شود ، سيد اصل حقيقت را حتّى در موردى كه معنى مستعمل فيه معلوم است ولى معنى حقيقى و مجازى معلوم نيست مانند موارد مذكور در متن جارى مىداند ولى مشهور اين اصل را منحصرا در موردى به كار مىبرند كه معنى حقيقى و مجازى معلوم است ولى مستعمل فيه معلوم نيست و به اين اصل اثبات مىكنند كه مستعمل فيه معنى حقيقى است و اما در موردى كه مستعمل فيه معلوم است ولى حقيقت و مجاز معلوم نيست استعمال را اعم از حقيقت مىدانند ، و خلاصهء وجه آن اين است كه اصول لفظيه اصولى هستند كه به حكم عقلا براى كشف از مراد به كار مىروند ، پس با علم به مراد جارى نمىشوند . « 4 » ص 27 و 28 . « 5 » ص 39 . « 6 » ص 52 . « 7 » . ص 101 . « 8 » ص 132 . « 9 » ص 202 .